گروه پژوهشي عفراوى | AfraviGroup: کارگاه آموزشي به رنگ غزل 
تماس يا ما | درباره ما | قيمت كاغذ | About us
  از آخرین تحولات چاپ آگاه شوید
Graphic Designers & Print Supervisors Technical Website  
 
نام کاربری       کلمه عبور        ثبت نام  |  بازیافت کلمه عبور    

 اطلاعات کاربردی دیگر
 دوره‌های آموزشی گروه عفراوی
 عرضه کنندگان
فقط برای کاربران:
اگر شما عرضه کننده ی گرافیک و چاپ هستید ، برای تبلیغ کارگاه صحافی‌ ، قالب سازی،  لیتوگرافی‌، چاپ دیجیتال ،چاپخانه‌،نشریات، نگارخانه و یا کاغذ فروشی به قسمت عرضه کنندگان سایت مراجعه و مشخصات کارگاه خود را به دقت وارد نمایید تا پس از تایید مدیریت سایت برای عموم کاربران به نمایش درآید تا آنان نیز از این خدمات استفاده نمایند. 
کارگاه آموزشي به رنگ غزل
يكشنبه 18 بهمن 1388
گزارشي از عملكردکارگاه آموزشي به رنگ غزل"که چي !؟"
امروز 23/9/88 روز شروع ورکشاپ است، بچه ها که وارد فرهنگ سراي فناوري اطلاعات مي شدند به سمت سالن کنفرانس هدايت مي شدند. نشستيم و استاد با قدري تاخير رسيدند و بدون معطلي شروع کردند به صحبت در مورد پوستر. ايشان تاکيد داشتند پوستر تاتر و عاشورا به واسطه ي روايت گونه بودن و داستان مدار بودن تشابهات بسياري دارند و با اشاره به اينکه پوستر مذهبي روايت گر و مفهومي قابل ذکر زياد نداريم براي همين اسلايد هايي از پوستر هاي طراحان مشهور نمايش دادند که بيشتر آنها پوستر تاتر بود. پروجکتور خواموش شد و صحبت در مورد نحوه ي خورد کردن موضوع براي دست يافتن به ايده اي عميق آغاز شد. اين نکته اي بود که پيش ازين نشنيده بوديم يا نمي دانستيم مي تواند تا اين حد کارساز باشد.
  
نهار خورديم و به سالن ورکشاپ رفتيم. هنوز 23/9/88 است و ساعت قدري از ظهر گذشته. بچه ها شروع کردند به خواندن، از هر جا، کتاب، اينترنت و ... قرار بود شعر و غزل رابط ميان محرم و پوستر باشد. خلوتي داشتيم که در آن بتوانيم فکر کنيم و لحظات ناب و فرآيندي که از دل آن ايده هايي شکل بگيرد که موفق به انجامشان شويم. دائم به اين موضوع فکر ميکرديم که آيا ميتوان حرفي براي گفتن داشت؟ با خواندن شعر ايده هايي شکل مي گرفت که شايد بدون خواندن رسيدن به چنين ايده اي ممکن نبود .کافي بود کمي آزاده باشيم و به خود اجازه دهيم ايده هايمان شکل بگيرد مبني بر غزل مرثيه. بچه ها خيلي اهميت استفاده از شعر را درک نمي کردند. خيلي از مطالبي که انتخاب مي کرديم استاد را قانع نمي کرد و رد مي شد. تا شعر يکي از بچه ها تاييد شد و آقاي اردلاني آن بيت را براي همه خواند، تعجب بچه ها در کشف وجه تصويري اين شعر در چهره هاشان نمايان بود، خيلي ها دلشان مي خواست زودتر به آن شعر مي رسيدند ولي حيف که آن شعر قبلا انتخاب شده بود. بقيه هنرجويان شروع کردند به جستجو، بچه هايي که مطالبشان تاييد مي شد شروع مي کردند به تجزيه ايده و کشف ايماژ و تکنيکي براي شروع طراحي. بيشتر ايده ها و اتود ها از جانب استاد با سوال "که چي !؟" رو به رو مي شد، سوالي که اولين بار شنيدنش کمي ناراحتمان کرد.معدود هنرجوياني که ايده شان از مرزِ "که چي ؟" به سلامت رد مي شد شروع مي کردند به آماده شدن براي اجرا و بقيه هنوز جستجو تا 23/9/88 مثل يک شب شعر به پايان رسيد.


امروز 24/9/88 شعر ما هم تاييد شد و با راهنمايي استاد اردلاني به تجزيه ي شعر مشغول بوديم و از آن تصوير استخراج مي کرديم. خيلي از بچه ها دوست داشتند تايپوگرافي کار کنند ولي استاد قانع نمي شد و تاکيد داشت "يا ايميج يا اگر تايپوگرافي حتما به ايميج رسيده و با موضوع مرتبط شود" دليل اين همه سخت گيري را نمي دانستيم. هر اتود با سوال "که چي؟" رو به رو بود. تصاوير از متن کشف مي شد تا برايش داستاني بسازيم، "داستاني کوتاه و صريح که حتي از پشت تلفن بتوان براي کسي گفت" اين را استاد اردلاني مي گفت.
نهار خورديم و برگشتيم و هنوز 24/9/88 است و ساعت قدري از ظهر گذشته. بچه ها شروع کردن به اتود زدن روي کاغذ ولي اکثر اتودها به جرم نداشتن پاسخ به سوالِ "که چي؟" و عدم ارتباط عميق با موضوع توسط استاد به راحتي رد ميشد! گويي "که چي " به حريفي قوي درمقابلمان تبديل شده بود. استاد روي تخته نوشت " که چي؟" و بلند گفت "که چي؟" و اينکه قبل از اينکه پوسترهاتون به روي ديوار رفته و مردم ازتون بپرسند "خوب ايني که ساختي که چي؟" خودتون از خودتون بپرسين". بچه ها لبخند مي زدند و به هم مي گفتند که چي ؟ بعضي ها هم که اتودشون تاييد شده بود مشغول اجرا بودند. از لحظات لذت ميبرديم...با تلاش بچه ها و همکاري آقاي اردلاني کار ها پيش ميرفت. بعضي از بچه ها در اينترنت به دنبال عکس بودند استاد اردلاني به صفحه مانيتور بچه ها نگاه مي کردند تا اينکه يکي را فرستادند دنبال خريد کاغذ رنگي، يکي زنجير، يکي فانوس و يکي سيب و ... !!! پيش خودم گفتم خوب اينارو مي خرند "که چي ؟".نمي دونم بعد از ظهر هوا گرمتر شده بود يا ما فعالتر بوديم، فضا خيلي اکتيو بود صداي چيليک دوربين ها ميومد. اکثر بچه ها مي دونستند که از پوسترشون چي مي خوان و همه مشغول اجرا بودند تا 24/9/88 مثل يک کارگاه هنر اينستاليشن و عکاسي به پايان رسيد.


ادامه




 در بازار نشر
font-book-small.jpg
 اشکالات تایپی
کتاب لوگوتایپ های ایرانی
 تبلیغات
shop.jpg

print.jpg

sarobon.gif
فصلنامه گرافیک و چاپ

چاپ ابیانه
banner-afraviwebsite.gif
 فقط برای اعضا
* متن کامل فصلنامه 2 دریافت فایل New
معرفی طراحان گرافیک و آثار New
* دانلود هر روز یک پوستر با کیفیت New
معرفی کارگاه خود به دیگران
* متن کامل فصلنامه 1 دریافت فایل
* دانلودهای کاربردی، فونت، و ...
* هدایای ویژه در مقاطع مختلف
* تخفیف 20% خرید محصولات
* تخفیف استفاده از برخی دوره ها
* و .. که به تدریج معرفی می گردد
 طرحهای گروه پژوهشی عفراوی
*اهدای نمایندگی فروش  ادامه
*فیلم چاپ و.. آماده نمایش  ادامه
*
اهدای نمایندگی خبری ادامه
Designed by Web design team of AfraviGroup (by Ahoura) | All rights reserved 2008